تبليغاتX
وقتی میخوای زن نگیری
 
 
- وااا ... یعنی چی جا افتاده شدم ... ؟ مگه من خورشتم ... ؟
- چی بگم ... ؟ بگم جیگر شدی خوبه ... ؟

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 12:33  توسط ووهومن  | 
وقتی جی افت هست ...


انگار همه چیز هست ...


وقتی جی افت نیست ...



ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 11:26  توسط ووهومن  | 
مربی به سوارکار داف : اگه اسب بزنتت زمین جلسه بعد باید شیرینی بیاری ...
من تو دلم : اگه من بزنمش زمین ... خودم جلسه بعد براتون شیرینی میارم ...

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 9:21  توسط ووهومن  | 
برای تو خصوصی می نوشتم ...

همونجایی که خودت ساختی ...

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 12:24  توسط ووهومن  | 

چند وقته دارم فکر می کنم آقای کامبیز حسینی ( اگه اسمش رو اشتباه نگفته باشم ) با چسبیدن به یکی از قوی ترین بنگاه های خبر پراکنی جهان ... که بدون هیچ محدودیتی هرچی دلش میخواد می گه و گاهی از مطالب وبلاگ های داخلی در برنامه هاش استفاده می کنه و گاهی هم آدم نمی تونه تشخیص بده اینا طنزه سیاسی و اجتماعیه یا هجو سیاسی و اجتماعی هنرمند تره ... یا کسی که چند ساله تو محیطی مثل بلاگفا نظرات و انتقاداتش رو با زبون طنز مطرح می کنه و بهانه ای هم برای فیلتر شدن دست کسی نمیده ...


این نوشته فقط ادای دینی است به همه دوستان هنرمندی که تحت سخت ترین قوانین فیل.ترینگ هم خندانند ... هم آگاهی دادند ... lما هم خندیدیم و یاد گرفتیم ... در آخرین پست این وبلاگ

  نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 23:14  توسط ووهومن  | 
گفت :

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان می رسد.

و آیا می‌دانید!؟ وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می شکند، یک زندگی آغاز می شود.

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود!

گفتم :

برایه من تنها فرقش اینه که شام باید تخم مرغ نیمرو بخورم یا جوجه کباب ...




  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 21:14  توسط ووهومن  | 

برای ما هر روز، روز طبیعت است.


                                   رسانه ملی

  نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 13:58  توسط ووهومن  | 
این درسته که بعضی با بی تدبیری، هزینه هایی را به جامعه تحمیل می کنن

این درسته که بعضی بجای مسئولیت پذیری و جبران خسارات، انگشت را به سمت دیگری می گیرند

این درسته که برای انتقاد با زبان طنز مبشه اینا رو با هم قاطی کرد و ما هم اینکارو می کنیم

اما اینکه ما هر مسئله اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی و .... رو به س.یا.ست ربط بدیم دقیقاً همون کار آدم بی مسئولیتی رو انجام دادیم که انگشتش رو بسمت کسانی غیر خودش می گیره ...

اون آدمی که بدون توجه به تذکرات صاحب نظران تصمیمات اشتباهشو دیکته می کنه ... از همین جمعی بیرون اومده که اعضاش بنده و جنابعالی هستیم ...

کلاهمون رو قاضی کنیم ... آیا ما خودمون عادت نداریم بدون توجه به نظر صاحب نظران راه خودمون رو ادامه بدیم ؟! اگه ما فردا مسئولیتی را قبول کنیم به همین روش خودمون ادامه نمی دیم ؟!

تعدادی از کامنت های پست قبلی بدلیل رنگ و بوی سی.ا.سی و عدم رعایت شرط انصاف سانسور شد.

عادت ندارم برم بالا منبر ... از این بابت عذر می خوام. 


  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 0:23  توسط ووهومن  | 
بی شرفا رفتن همون جایی پل ساختن که ما می خواستیم شونصد سال بعد مترو بزنیم ... اونم نه یکی نه دو تا سی و سه تا


  نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 15:22  توسط ووهومن  | 
- سلام بچه ها من میخواستم یه اپی لیدی بخرم، اما نمیدونم چه مارکی و کدوم مدلش خوبه اگر راهنمایی کنید ممنون میشم


- البته ما که خودمون نمی دونیم این چیزا چین ... اما از اونایی که براون استفاده می کنن ... راضی هستیم .

  نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 22:58  توسط ووهومن  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM