تبليغاتX
وقتی میخوای زن نگیری
 
خاطرات و خطرات ووهو
 
 

عنوان پست قبلی به زیر دل نوازان تغییر کرد ...

  نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 0:8  توسط ووهومن  | 
 

مال من دست خودم نیست ...

  نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:21  توسط ووهومن  | 
 

- تو سه ساله هنوز ماشینت رو عوض نکردی ... ؟!!!

- تو فکر کردی ماشینم دوست دختره که بشه سه ماه یبار عوضش کرد ... ؟

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 23:2  توسط ووهومن  | 
 

سفر خوشی را برایتان آرزو می کنیم ... حتی شما دوست عزیز

  نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:36  توسط ووهومن  | 
 

- عقربه های ساعت رو همه ... یعنی عاشقا دارن به هم فکر می کنن ...

- من فکر می کردم فقط وقتی عاشقا رو همن دارن به هم فکر می کنن ...

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:53  توسط ووهومن  | 
 

- امشب با جی افت قرار داری ... ؟

- نه ... با عشقم قرار دارم ...

  نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 21:38  توسط ووهومن  | 
گفت : دیدار آخر، کلامی همراه کن با  بوسه ات  

گفتم : با همه آن کن که با من کردی

  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 0:3  توسط هانی بجرز  | 
 

- عزیزم منو چقدر دوست داری ... ؟

- همون قدر که تو منو دوست داری ...

  نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:23  توسط ووهومن  | 
حالا تو اينقدر آدم شدی كه من حتی حوا بشم هم  ديگه به دردت نميخورم؟!
  نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 17:8  توسط هانی بجرز  | 
به یک برشکار ماهر جهت کات کردن با عاشقیتمان نیازمندیم.
  نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 3:18  توسط هانی بجرز  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM