تبليغاتX
وقتی میخوای زن نگیری
 
خاطرات و خطرات ووهو
 
تا حالا به هیچ کس دروغ نگفتم ........ جز خودم
  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:0  توسط ووهومن  | 
- عزیزم ... چرا این حدیث رو قاب کردی زدی سر در خونه  ..؟

- آخه بعضی وقت ها یادم میره خانم همسایه تنها زندگی می کنه ....

 

 

پ.ن:غلط نکنم آقاهه این جمله رو تو دلش گفته ... چون کم پیدا می شه مردی انقدر جیگر داشته باشه.... ما که دورو برمون ندیدیم ....

پ.ن.۲: ببخشید ... منظورم جگر بود ..... چون مرد جیگر دار که زیاد پیدا می شه ....

 

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:21  توسط ووهومن  | 
نبودنت فاجعه ......... بودنت ..... مصیبته
  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 3:55  توسط ووهومن  | 
- خیلی بده ... آدم دلش گیر کنه به قلاب ماهی گیری که دلش ماهی نخواد ....

- آررررره ...

- ماهی یه منم ...

- میدونم ... هر وقت هم از آب بگیرنت تازه ای ....

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:39  توسط ووهومن  | 
- داشتم با شیوا چت می کردم ...

- خوب ...

- بهش نگفتم شیوا یعنی چی ....

- خوب حالا یعنی چی؟

- شی ... یعنی شوهر کردن .......وا یعنی باید .... شیوا یعنی باید شوهر کرد....

- خوب اینجوری که تو هم شیوایی هستی واسه خودت ... اصلا" بلاگفا پر از شیواست ... شیوا رها ... شیوا دالتون ... شیوا فلانچی  ...  شیوا نارنج .... شیوا آریا ... شیوا تاکتاب ... اصلا" این فصاحت شمااااا.... ببخشید ... شیوایی شماست که وبلاگ نویستون کرده .....

( با عرض پوزش از شیوا هایی که نامشان از قلم افتاد ..... )

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:28  توسط ووهومن  | 
شد، شد .... نشد،نشد

گشت، گشت ... نگشت، نگشت

بود،بود ... نبود،نبود

موند،موند ... نموند،نموند

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:6  توسط ووهومن  | 
- این عکست هم خوشگله ... نتیجه میگیریم عکسات تصادفی خوشگل نبوده ...

- ... اوووم .... میخوااااااای بگی خودددددم خوووووشگلممممممم ؟

- نه میخوام بگم حالا که تصادف نبوده .... حتما" شانسی بوده ...

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:15  توسط ووهومن  | 
- امروز شدم بي بي سيتر بچه داداشم ...

- همچين ميگي بي بي سيتر آدم يه دختر ۲۰ ساله ... كمر باريك ... قد بلند ...  مو بلوند و ميني ژوپ پوشيده مياد تو ذهنش ...

- اونوقت دوست دارشتي جاي ني ني بودی...آرررررررره؟؟

- نه .... دوست داشتم جاي باباي ني ني بودم ...

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 17:25  توسط ووهومن  | 
- ما مختصات فکریمون با هم یکی نیست ...

- یعنی ... همون تفاهم نداریم سابق.....؟!

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:56  توسط ووهومن  | 
نمی دونم تا حالا به لب و لوچه ۱۸۰ نفر مسافر هواپیما ... بعد از تعرف کردن آب نبات توسط مهماندار ...دقت کردین؟
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 2:44  توسط ووهومن  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM