خاطرات و خطرات ووهو |
سال اول ازدواج : اصرار نکنین ... من شرق آسیا نمیام ... می ترسم زنم رو اونجا بین بقیه گم کنم ...
سال های بعد : آقا نمیاین بریم شرق آسیا من زنم رو اونجا گم و گور کنم ... ؟
- پرسیدن نداره ... خانوما وقتی تولدشونه ... از ۱۹ میرن تو ۱۸
- نا امید نباش ... من مثل مربی تیم ملی فکر می کنم ... همیشه درهای تیم ملی بروی بازیکنان با استعداد بازه ...
در جشن ها : دست بلند می شه و رو دست می خوره ...
مگه از شهرک غرب تا آ.اس.پ چقدر راهه؟
ووهو - من دوست ندارم ... باعث بدبختی کسی بشم ...
- حالا از کجا می دونی ... شاید خوشبخت شم ...
ووهو- تو رو نمی گم ... اونو می گم ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|