خاطرات و خطرات ووهو |
- عزیزم ... داروخونه محلتون دلیوری نداره ... ؟
- چطوری خوب شدی ... ؟
- اومد بهم حال داد ...
کنارم بخوابو ... بدورم بتابو ...
از این لب بنوش ... چو تشنه که آبو ...
خدا دوست دارد ... لبی که ببوسد ...
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد ...
- من متاهل نیستم ... متعهدم ....
- آهان ... از اون نظر ... که منم متعهدم ... اونم چه تعهد سنگینی ... من به ۴ - ۵ نفر همزمان متعهدم
تو " بی اف " خونت اومده پایین ... دوای دردت هم فقط دست منه ...
- اونوقت از این ۵ تا نفر ... گفتی عاشق کدومشون شدی ... ؟
- من عاشق این شدم ... اگر نتیجه نداد ... عاشق این یکی می شم...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|