تبليغاتX
وقتی میخوای زن نگیری
 
خاطرات و خطرات ووهو
 
 

- تو مگه تمایلات زنانه داری که می خوای موهات رو از پشت ببندی ... ؟

- تمایلات زنانه که نه ... اما به زن ها خیلی تمایل دارم ...

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 9:39  توسط ووهومن  | 
 

- کی میشه اسم تو بیاد تو شناسنامه من ...

- همین الان ... بده تو توضیحاتش بنویسم ... اکس بی اف ...

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:34  توسط ووهومن  | 
 

- تو سه ساله هنوز ماشینت رو عوض نکردی ... ؟!!!

- تو فکر کردی ماشینم دوست دختره که بشه سه ماه یبار عوضش کرد ... ؟

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 23:2  توسط ووهومن  | 
 

- عقربه های ساعت رو همه ... یعنی عاشقا دارن به هم فکر می کنن ...

- من فکر می کردم فقط وقتی عاشقا رو همن دارن به هم فکر می کنن ...

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:53  توسط ووهومن  | 
 

- عزیزم منو چقدر دوست داری ... ؟

- همون قدر که تو منو دوست داری ...

  نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:23  توسط ووهومن  | 
 

- عزیزم ... موافقی راجع به آیندمون حرف یزنیم ... ؟

- چرا ... اتفاقا" می خواستم نظرت رو درباره خانواده علی آقا اینا بدونم ... آخه اومدن خواستگاریم ...

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:2  توسط ووهومن  | 
 

- عزیزم ... این وسابلم رو کجا بذارم تا کسی نبینه ... ؟

- کشو بالاییه عزیزم ... پاییینیه ماله اون بکیه ...

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 1:7  توسط ووهومن  | 
 

- من بالاخره یه مرد پیدا می کنم که بلد باشه قربون صدقه یه زن بره ...

- عزیزم ... تو یه جی اف تووووپ واسه من پیدا کن ... من خودم بلدم  چجوری قربون صدقه ش برم ...

 

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 18:38  توسط ووهومن  | 
- چرا گارسن نمی آد ... ؟ مردم از گشنگی ...

- می تونی منو بخوری ...

- آخه سیرم نمی کنی ...

- تو بخور ... اگه منم که سیر می کنمت ...

  نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 0:35  توسط ووهومن  | 
- تو که می گی هنوز تصمیم نگرفتی با من بمونی یا نه ... چطور می گی دوستت دارم ...؟

- همونطور که به قبلی ها می گفتم ...

 

 

 

 

پ.ن. این داستان واقعی است ... فقط نمی دونم پسره چطور انقدر احمق بود که بازم می خواست با دختره بمونه ... ؟

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 13:46  توسط ووهومن  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM