خاطرات و خطرات ووهو |
- تو مگه تمایلات زنانه داری که می خوای موهات رو از پشت ببندی ... ؟
- تمایلات زنانه که نه ... اما به زن ها خیلی تمایل دارم ...
- کی میشه اسم تو بیاد تو شناسنامه من ...
- همین الان ... بده تو توضیحاتش بنویسم ... اکس بی اف ...
- تو سه ساله هنوز ماشینت رو عوض نکردی ... ؟!!!
- تو فکر کردی ماشینم دوست دختره که بشه سه ماه یبار عوضش کرد ... ؟
- عقربه های ساعت رو همه ... یعنی عاشقا دارن به هم فکر می کنن ...
- من فکر می کردم فقط وقتی عاشقا رو همن دارن به هم فکر می کنن ...
- عزیزم منو چقدر دوست داری ... ؟
- همون قدر که تو منو دوست داری ...
- عزیزم ... موافقی راجع به آیندمون حرف یزنیم ... ؟
- چرا ... اتفاقا" می خواستم نظرت رو درباره خانواده علی آقا اینا بدونم ... آخه اومدن خواستگاریم ...
- عزیزم ... این وسابلم رو کجا بذارم تا کسی نبینه ... ؟
- کشو بالاییه عزیزم ... پاییینیه ماله اون بکیه ...
- من بالاخره یه مرد پیدا می کنم که بلد باشه قربون صدقه یه زن بره ...
- عزیزم ... تو یه جی اف تووووپ واسه من پیدا کن ... من خودم بلدم چجوری قربون صدقه ش برم ...
- می تونی منو بخوری ...
- آخه سیرم نمی کنی ...
- تو بخور ... اگه منم که سیر می کنمت ...
- همونطور که به قبلی ها می گفتم ...
پ.ن. این داستان واقعی است ... فقط نمی دونم پسره چطور انقدر احمق بود که بازم می خواست با دختره بمونه ... ؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|