خاطرات و خطرات ووهو |
" ... " باید خودش بیاد
به چشماتم خیلی میاد
باز باران،
با ترانه،
با ثریا و فروزان،
می کنند از من گلایه ...
کنارم بخوابو ... بدورم بتابو ...
از این لب بنوش ... چو تشنه که آبو ...
خدا دوست دارد ... لبی که ببوسد ...
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد ...
تصور کن تو می تونی بشی بی اف اون رویا ...
شهر تو شهر دعا ... همه گنبداش طلا ...
شهر من شهر صفا ... همه دختراش بلا ...
پ.ن.
![]()
پ.ن.۱. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و گر بر نیاید مخرب ذات
پ.ن.۲. چند روزی است ذاتم نو شده ...
خدا جون متشکریم که رو دادی بهمون / واسه ی نوشتن و خوندن این وبلاگ زشت
پ.ن. خواننده مرحوم ظاهرا" اون موقع ها به حضور خانواده ها در کنسرت توجه نداشته.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|