شاعرانه
می توان هر لحظه هرجا عاشق و دلداده بودن ...
![]()
می توان هر لحظه هرجا عاشق و دلداده بودن ...
![]()
خدایا متشکریم که چشم دادی بهمون ...
واسه هیزی کردن و دیدن صحنه های زشت ... !!!
خدا رو شکر استعداد شاعری تو در زمینه ی دو بیتی هست و ژنتیکی مینیمال نویسی و قضیه در حدود حس بینایی فیصله پیدا کرده. فک کن اگر رباعی می سرودی احتمالا بیت بعدی شکر گذاری از نواحی ذماغی بود و یا به سرعت می رفتی تو کار حس لامسه.
یا خداااااااااااااااا فکرش رو بکن اگه تو قصیده بلد بودی و غزل و حماسه ، بیت آخرش کار شرح و تفضیل مناطق استراتژیک برای حس برانگیزی خواننده بودو حسن ختام را با عملیات اصل مطلب می بستی و می رفتی بانک برای باز کردن دفترچه یک میلیون تومانی و ثبت احوال برای درج اسم شکرالله در شناسنامه برای نوگل رسیده.
( ادبیات معاصر )
خوشحال و شاد و خندانم ...
قدر "تجرد" رو می دانم ...
باد را ول نکنید ...
شاید این باد رها ... برسد بر شامه ای ....
" ... " باید خودش بیاد
به چشماتم خیلی میاد
باز باران،
با ترانه،
با ثریا و فروزان،
می کنند از من گلایه ...
کنارم بخوابو ... بدورم بتابو ...
از این لب بنوش ... چو تشنه که آبو ...
خدا دوست دارد ... لبی که ببوسد ...
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد ...
تصور کن تو می تونی بشی بی اف اون رویا ...
شهر تو شهر دعا ... همه گنبداش طلا ...
شهر من شهر صفا ... همه دختراش بلا ...
پ.ن.
![]()